!
دوستداشتن:
نخستین کسی باشید که این را دوست دارد.
This entry was posted on 2009/06/13 at 1:37 ب.ظ. and is filed under Uncategorized. شما میتوانید هرگونه پاسخ به این ورودی را از راه خوراک RSS 2.0 دنبال کنید.
شما میتوانید پاسخی بدهید، یا از وبگاه خود دنبالک بگذارید.
2009/06/14 در 3:20 ب.ظ. |
نه ندیدم اون روز!ولی از وبلاگ دوستان فهمیدم اپیدی!ولی اومدم ندیدم!
——————————————————————————
سرد و گرم؟!زود سرد و گرم نمیشم!ولی از این که بازیچه قرار بگیرم اذیت میشم!فکر کن گول خوردیم!باید می فهمیدیم به این راحتیا نمیذارن تو خیابونا انقدر شور شوق باشه!این همه دروغ؟!هنوزم استرس می گیرم از جایی که توش زندگی می کنم!باورت میشه؟!از تصور دیکتاتوریه محض استرس می گیرم!از اون همه تلاش به امید دمکراسی!باور نمی کنی!گاهی وقتی بهش فکر می کنم…..
تو به من خندیدی و نمیدانستی من به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدم….
————————————————————————————
هیچ فرصتی تو کار نیست!ما خیلی وقته از دست رفتیم!!!خیلی وقته……
2009/06/16 در 9:40 ب.ظ. |
!
کی فکر میکرد اینجوری شه
!
2009/06/17 در 1:29 ب.ظ. |
اومدم اینجا چون خیلی برام جالب بود ببینم واکنش شما به این اتفاقات چیست؟ و متوجه شدم.
2009/06/18 در 2:16 ب.ظ. |
سلام
وبلاگ خیلی باحالی دارید
خوشحال میشم به منم سری بزنید