هویجوری!

2009/12/17

صدات رو مثه داریوش کن بگو :
مثه مردن می مونه دل بریدن ، ولی دل کندن آسونه شقایق!
پ.ن. 1: اگه کسی فهمید!
پ.ن. 2 : ایضاً : گفتی که با وفا بشم ، آخ مگه میشه نازنین! حال پریشون منو….

مگو چنین و چنان…

2009/12/13

یادش به خیر، قدیم ها بچه که بودیم، هر مژه ای که می افتاد روی گونه آرزویی برآورده می شد.

این روزها اما به بارش شهاب ها هم امیدی نیست….

من اینجام!

2009/11/30

سلام دوستان!

خیلی وقت ه که اومدم به این آدرس. اما انگار باتری دشارژ ، هیچ دل و دماغ نوشتن نداشتم.  محیط وردپرس هم تازگی داره برامو و هنوز با منو هاش بلد نیستم کار کنم. یکی دو باری سعی کردم بنویسم چیزی اما نتونستم با وردپرس آپ کنم. سرعت پایین اینترنت یه طرف فیلتر شکن هم که دیگه خودتون می دونید چقدر ناز می کنه که یه صفحه رو بالا بیاره! جالبیش اینه که اینا همه مشکلات مجازی بودن و یه دنیا کار هم تو دنیای واقعی دیگه  نای بلاگ نویسی  نمی ذاشت.

این مدت که نبودم به بلاگ دوستان سر می زدم.  فضای افسرده ی بعد از انتخابات همه چیز رو عوض کرده.  انگار دیگه هیچکس مثل قدیم نیست. همه دیر به دیر آپ می کنند و یا اصلن دیگه چیزی نمی نویسن. گرد مرده انگار پاشیده باشند به دنیای بلاگستان. راست ش امیدی هم به بهبود اوضاع نیست.

خب به هر حال ما برگشتیم . طبق معمول هم دل گرفته ، مارو  کشوند پای کامپیوتر و دستمون گذاشت روی کیبورد.

پ.ن. : این پست را زیاد جدی نگیرید. خواستم استارتی زده باشم برای بازگشت …

 

با مایکروویو شمردیم!

2009/06/23

” سیما ” جان به نظرت من خیلی خرم؟

2009/06/18

 

 

 

                                                

 

 

 

2009/06/13

                                       

 

 

                                                                      ! 

 

 

 

می خواست برقصد ، می خواست داد بزند

2009/06/08

می خواست برقصد

می خواست بلند بلند با دوستهاش آواز بخواند

دنبال دقیقه ای همدلی می گشت

هر چه صبر کرد اجازه اش ندادند

دنیا هم پا نمی داد

لامصب تیم ملی ش هم یک برد نمی آورد که بپرد توی خیابان…

دست به کار شد :

احمدی نژاد و موسوی را  ، همان ها که سال ها پیراهن آستین کوتاه و روسری شُل ش را جرم ، همان ها که سال ها آزادی ش را حبس ، همان ها که سال ها حتا عشق را به کام ش حرام کرده بودند بهانه کرد

پرید وسط خیابان

روسریِ شُل ش را سُر داد روی شانه

بلندبلند آواز خواند و تا صبح رقصید! 

من یک دختر زشت م!

2009/06/05

من یک دختر زشت م. آنقدر زشت که خجالت می کشم دیگران صورت م را ببینند. به همین خاطر
 هر وقت می خواهم از خانه بیرون بروم چادر بلندی می پوشم و روبنده ای روی صورت م می اندازم.

آیا شما اسم این را می گذارید نجابت؟

.

.

.

.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
وقتی موسوی در مناظره حریف احمدی نژاد نشد. آیا جواب نداشتن برای پرسش های احمدی نژاد دلیل
متانت موسوی ست؟
.
.
این پیروزی متانت موسوی بر وقاحت را که می گوییم به همان پیروزی احمدی نژاد در اجلاس دوربان
 می ماند که صدا و سیما به خورد ملت از همه جا بی خبر داد. فرق ش این که پیروزی موسوی را
هواداران با سایت ها و وبلاگ ها دارند به ذهنمان قالب می کنند.
 

می دانم قبول نمی کنید حرف م را ، آخر خودمان را خوب می شناسم.خاصیت مان است که
 می خواهیم همیشه خودمان را برنده بدانیم. همین است که همیشه  
“تیم ملی مان با شایستگی تمام حذف می شود”! نه این که شایسته ی حضور در مرحله ی بعد نبود
را بپذیریم.

 

نمی دم آقا، نمی دم!

2009/05/31

خنده دارترین پیامک سال :

من اصلاح طلب اصول گرا هستم!

—————————————————

تابلوترین پیشنهاد رشوه ی سال :

به افراد بالای ۱۸ سال یعنی ۴۶ میلیونی که رای می دن ماهی هفتاد هزارتومان می دم!

 

 

 

جمله های قصار!

2009/05/01

۱. یه دوستی می گقت :

” آدمی که بد زندگی کنه ٬ بد زندگی می کنه! به داشتن و نداشتن هم نیست! “

 

 

۲. یه استاد زبانی داشتیم همیشه می گفت :

” معلومات ضرب در ادعا مساوی با K  عدد ثابت! “

 

 

پ.ن. : هر کی جمله ی دوم رو نفهمید خنگ ه!


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.